کاکلی ها
یکی بود یکی نبود توی یک جنگل زیبا روی یک درخت قشنگ یک لانه پرنه بود توی لانه سه تا تخم زرد بود وقتی پرنده زرد روی تخمها خوابید پرنده جفت برای او غذا می آورد چند روزی گذشت جوجه ها از توی تخم بیرون امدند اول خیلی قشنگ نبودند


برچسب: داستان های آموزنده,داستان های آموزنده اخلاقی,داستان های آموزنده کوتاه,داستان های آموزنده و زیبا,داستان های آموزنده برای کودکان,داستان های آموزنده روانشناسی,داستان های آموزنده برای جوانان,داستان های آموزنده عاشقانه,داستان های آموزنده و جالب,داستان های آموزنده مذهبی,
نویسنده: ساحل بختیاری